توسل اشک....
سه شنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۴، ۰۶:۵۱ ب.ظ
یا چشمای قرمز اشکی رفتم پیش مامانم
گفتم برام دعا کن...
جلوش گریه کردم...
فکر میکنم کدورت بینمون رفع شد...
یاد استاد ع افتادم
میگفت پدر مادرا خیلی بچاهاشونو دوست دارن..
+بعضی وقتا فکر میکنم باید مادرمو شفیع خودم قرار بدم به درگاه الهی...
- ۹۴/۰۴/۳۰